رضا وشاحی
آقای امیر طاهری طی مقاله ای با عنوان عرب های شورشی که در عرب نیوز منتشر شد به وضعیت اهواز پرداخته اند. مقاله دارای نکته های متعددی است که من آنها را به دو دسته منفی و مثبت تقسیم می کنم.
نکته های مثبت
نکته مثبت این است که امیر طاهری بعنوان نماینده ای از طیف همفکرانشان، بالاخره و پس از دهه ها تاخیر به عملیات فارس کردن و تفریس منطقه اهواز توسط حکومت رضا شاه اعتراف کرده اند. آنجا که از دلایل تغییر بافت جمعیتی منطقه صحبت می کنند " سیاست فارس کردن و تفریس منطقه توسط دولت که از سال 1928 شروع شد و خانواده هایی را حتی از خراسان حدود 1000 مایل دورتر، به منطقه آورد." این چشم به تاریخ گشودن، اما زمان زیادی برد. باید انقلابی می شد و بیست و هشت سالی می گذشت و احمدی نژادی سر کار می آمد و مصاحبه ای با نشریه ای سعودی ترتیب می گرفت...تاریخ چقدر زمان بر است!!!!همچنین عنوان مقاله، حداقل این را می رساند که آقایان بالاخره قبول کردند در ایران عرب هم وجود دارد. برای مدتی طولانی، عرب ها در ایران سانسور می شدند یا باعناوین مجعولی چون "عرب زبان" و" کسانی که در مجاورت با مرزهای عراق زبان فارسی شان تغییر کرده است" فقط از آنها یاد می شد.
دیگر نکته مثبت اشاره به تبعیض ها و تفاوت های بین یک عرب و یک غیر عرب در ایران است. " بهرحال دلیل اصلی نارضایتی و شورش مردم عرب ایران وجود تبعیضی است که حکومت مرکزی اعمال می کند " و این البته می تواند آغاز جدیدی باشد.
نکته های منفی
از نکته های منفی آمار جمعیتی است. که عرب ها را بسیار کمتر از مطالعات موجود نشان می دهد. آقای یوسف عزیزی بنی طرفی طی تحقیقی مستند و بر اساس آمار انتخابات دوره های مختلف در اهواز، جمعیت عرب ها را بیش از پنج ملیون نفر و در کل بطور متوسط جمعیت عرب شهرهای منطقه و کل جمعیت عرب منطقه را حداقل بیش از 65% می داند. من نمی دانم آقای امیر طاهری بر چه اساسی به این آمار رسیده.
" هیچ آماری برای تعداد عرب های اهواز وجود ندارد و در بهترین تخمین ها حدود 2.2 ملیون نفر یا بیش از سه درصد از جمعیت ایران را نشان می دهند. تا اواخر دهه چهل جمعیت عرب های اهواز در مرکز استان و محمره اکثریت را تشکیل می داد ولی امروزه بهرحال عرب ها فقط 25 درصد جمعیت شهر اهواز را تشکیل می دهند و فقط 40 درصد مردم محمره عرب هستند."همان طور که خود ایشان اشاره کرده اند" هیچ آماری برای تعداد عرب های اهواز وجود ندارد" پس بر چه اساس به این آمار رسیده اند؟ سازمان مردم وملل بدون نماینده، جمعیت عرب های اهوازی را بین چهار و شش ملیون می داند. اگر جمعیت ایران را هفتاد ملیون بدانیم این به این معناست که نزدیک به ده درصد جمعیت ایران عرب هستند.
نکته دیگر در مورد تاریخ سرکوب عرب های اهواز است، این درست است که از ابتدای حکومت جمهوری اسلامی و تاکنون فشارها و سرکوب ها و بی عدالتی ها بسیار نسبت به عرب ها ادامه داشته و دارد ولی شما در تاریخ نگاری یکدفعه دوره 54 ساله سرکوب مردم اهواز را توسط پهلوی ها، پدر و پسر، از قلم انداخته اید. و در وقایع دوران پهلوی و آنچه ما تفریس می نامیم، فقط به "مهاجرت خراسانی ها" اشاره کرده اید و هجرت اجباری عرب ها را به استان فارس و همدان و تهران و دیگر جاها، ایجاد شهرهای جدید و سرکوب شورش های مختلف توسط ارتش شاهنشاهی ، اعدام معترضان سیاسی عرب و شکنجه های ساواک را نادیده گرفته اید. در واقع سرکوب های جمهوری اسلامی ، ادامه همان سیاست های دوره پهلوی است.
در مورد ریشه کلمه "عربستان" شما عجیب ترین استدلال ممکن را به کار می برید و با انکار تاریخ قبل از پهلوی که در انبوهی از اسناد، از منطقه به نام عربستان نام برده شده، آنرا به نوعی ناسیونالیزم عربی نسبت داده اید، که نادرست است. اصولاٌ شما به عنوان روزنامه نگار باید بدانید که ناسیونالیزم عربی در تعریف کلاسیک اش، مرزی نمی شناسد و مخصوصاٌ عربستان را نمی شناسد!!!! که ای کاش می شناخت.
از دیگر نقاط منفی مقاله ، اشاره به ماجرای سربازی نرفتن بعضی است، که شما بعنوان دلیلی از تغییر بافت جمعیتی منطقه آورده اید. در حالی که خود شما در اولین پاراگراف خود از کشته شدن عرب ها تا چهار برابر دیگران در جنگ ایران و عراق صحبت کرده اید. خارج از صحت و سقم این آمار، این تناقضی است در مقاله شما. و اصولاٌ خارج شدن و فرار کردن عده ای از سربازی، به شکل آماری تاثیر مهمی در کل آمار ندارد. نویسنده می توانست به جای این دلیل، مثلاٌ به فقر بهداشت و معیشت مردم اشاره کنید، که از دلایل عدم رشد جمعیت است.
مصدر:
